مادر را رسانده ام ترمینال بیهقی و حالا دارم به خانه برمی گردم. آلبوم ناشنیده ای از استاد کیهان کلهر را چند ثانیه ای است به قول امروزی ها پِلی 1 کرده ام و صدای ممتد سازهای زهی فضای کوچک ماشین را پر کرده است. صداها رفته رفته پرحجم تر...

عمو ایرج، چند سال قبل، بی هوا و یک هویی اسمش را به تورج تغییر داد و چرایش را هم به هیچ کس نگفت. بعدتر، وقتی که دیگر همه از صرافتش افتاده بودند، یک بار —بازهم بی هوا— به من گفت که هیچ وقت کسی ازش نپرسیده اصلاً چرا اسمش...

معمولا ترانه ها و قطعه ها در مواجهه ی آغازین هر چقدر هم که تأثیرگذار باشند، آن حسی را ایجاد نمی کنند که موسیقی های قدیمی در مخاطب به وجود می آورد. مثلا حافظه ی شنیداری شما یک تعریفی از جنس موسیقی هایی تولیدشده در دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۴۰ رادیو...

مَثَلی انگلیسی هست که می گوید تأثیر برخورد اول هیچ گاه فراموش نمی شود؛ به نظرم درباره ی همه ی برخوردهای اول مصداق ندارد، ولی بعضی از اولین برخوردها چون منورِ آرام و کوچکی، نوری می افروزند که روشنایی اش آهسته و پیوسته باقی است. وقتی امروز به گذشته نگاه...

شاعر جوان بااستعداد و خوش ذوق را تصور کنید که رفیقش بچه دار می شود. این رفیقِ پدرشده، دست برقضا آهنگساز نابغه ای است. اسم کودک را شاعر جوان انتخاب می کند: «نشاط». رفیق آهنگساز به شادباشِ تولدِ فرزندش، یک موسیقی ناب می سازد و اسم آن را می گذارد:...
